محمد ابراهيم آيتى
476
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
نوشتهاند كه : چون « سهيل بن عمرو » از كشته شدن مرد عامرى به دست « أبو بصير » خبر يافت پشت به كعبه داد و گفت : به خدا قسم : پشت خويش از كعبه بر نمىدارم تا ديهء اين كشته داده شود . « أبو سفيان بن حرب » گفت : به خدا قسم كه : اين كار جز بىخردى چيزى نيست و سه بار گفت : به خدا قسم كه : ديهء او پرداخته نخواهد شد . پس « أبو أنيس أشعرى : موهب بن رياح » : حليف بنى زهره اشعارى در نكوهش سهيل گفت و « عبد اللّه بن زبعرى سهمى » اشعارى در جواب وى گفت . زنانى كه پس از قرارداد صلح مهاجرت كردند « أمّ كلثوم » دختر « عقبة بن أبى معيط » پس از قرارداد صلح به مدينه مهاجرت كرد و برادرانش « عماره » و « وليد » در تعقيب وى به مدينه آمدند و از رسول خدا خواستند تا به حكم قرارى كه داشتهاند ، او را به ايشان بازدهد ، امّا رسول خدا به دستور مخصوصى كه دربارهء اين زنان نازل شد از تسليم وى امتناع ورزيد : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، هرگاه زنان با ايمان به عنوان مهاجرت نزد شما آمدند ، آنان را آزمايش كنيد ، خدا به ايمانشان داناتر است ، پس اگر آنان را با ايمان تشخيص داديد ، به سوى كفّار بازنگردانيدشان ، نه اين زنان براى كافران حلال مىباشند و نه كافران براى ايشان ، و آنچه كافران خرج كردهاند به ايشان بدهيد ، و بر شما حرجى نيست كه با اين زنان ازدواج كنيد هرگاه مهرهاى ايشان را به ايشان بپردازيد ، و زنان كافره را نگه نداريد ، و مطالبه كنيد آنچه را خرج كردهايد و مطالبه كنند آنچه را خرج كردهاند ، اين است حكم خدا كه ميان شما حكم مىكند و خدا داناى راستكار است [ 1 ] . بر حسب حكم اين آيه رسول خدا زنانى را كه از مكّه به مدينه مهاجرت مىكردند و امتحان ايمان مىدادند به مشركين پس نمىداد اما مىفرمود تا : مهر اين زنان را به شوهرهاى مشركشان بدهند ، مشروط به آن كه آنها هم مهر زنان مسلمانانى را كه به ديار شرك برگشتهاند
--> [ 1 ] - سورهء ممتحنه ، آيه 9 .